
|
دکتر حجازی که لبنان را خیلی دوست داشت همیشه یک جای هر کاری رو به لبنان و فلسطین پیوند میزد. از این دست کارهای دکتر رو چندین جا میتوان دید:
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت
|
همیشه در هر کلاسی چند نفر پیدا میشوند که به جای گوش دادن به درس مشغول کشیدن نقاشی و یا کاریکاتور بقیه هستند. در کلاس ما هم یکی از افرادی که کشیدن قیافه بقیه بخشی از دوران تحصیلش حساب میشد آقای دکتر حجازی بود. البته از هر انگشت ایشان هنری میبارید که این فقط یکی از اونهاست!
حالا حدس میزنید این تصویر متعلق به کدامیک از همکلاسی هاست؟
......امیدوارم اشتباه نکرده باشید........ ................................................... این تصویر دکتر رامین خدابنده لو است که اکنون در تهران ساکن است. + نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت
|
۱۷/۳ ۷۱ کلاس آقای دکتر دشتی مثل خیلی کلاسهای دیگه یه عالمه غایب داشتیم. لیست حضور و غیاب حالا فقط به این درد میخوره که ببینیم اصلا ما چند نفریم و کی ها هستیم! مطمئن هستم اگر مسابقه بزارن که اسم همکلاسیهاتون رو بنویسین هیچکدوم نمیتونیم اسم همه رو به خاطر بیاریم مگر اینکه به یه لیست حضور و غیاب نگاه کنیم. فقط من نمیدونم که این لیست پیش من چکار میکنه!
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت
|
فکر میکنم ما پله های ترقی رو خیلی زود پشت سر گذاشته بودیم! چراکه خیلی زود از صفر مطلق به جایی رسیدیم که رو جلد جزوه هم اطلاعیه میدادیم. این یکی از نمونه هاش بود که فکر میکنم کار دکتر حجازی بود و یا دکتر مهدی تقوی:
و اینهم پشت جلد:
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت
|
شاید حالا دیدن یک چنین برگه ای مورد بی مهری بعضی از دوستان قرار بگیره اما واقعیت اینه که این مدل نظرخواهی نشون میده کسانی توی کلاس بودند که یک قدم جلوتر از بقیه حرکت میکردند حتی اگر ایده های توی ذهنشون با واقعیت فاصله زیادی داشت. همین افکار و ایده ها بودند که به این مجموعه بها میدادند و کلاسمون رو از بقیه کلاسها متفاوت جدا میکردند.
گمان میکنم این نوشته کار آقای دکتر مهرداد محسنی باشه
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت
|
اگر یادتون باشه سال ۷۱ سال برگزاری چندین مراسم بزرگ در دانشگاه بود که همه اش زیر سر همکلاسی های شما بود. حتما این دعوت نامه به دست شما هم رسید:
احمالا باید دست خط زیر دعوت نامه رو بشناسید. اگر اشتباه نکنم خط نستعلیق دعوت نامه توسط دکتر امیر ایزدی و دعوت به شام اون کار خود دکتر سید جلیل میرمحمدی است. در این مراسم که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه برگزار شد دکتر ایروانی منش و من جزء کارگردانهای پشت صحنه بودیم اما کل داستان توسط دکتر میرمحمدی و دیگر همکلاسی ها سامان داده شده بود. اون روز با همه خوبیهاش یک کمی تلخ هم بود زیرا دکتر تقوی هنگامی که برای خرید گل به شهر رفته بود دچار سانحه رانندگی شد و ماشین دکتر میرمحمدی رو درست و حسابی چپ کرد! هنوز هزار بار خدا رو شکر میکنم که این مرد شریف صحیح و سالم برگشت و مراسم هم دچار هیچ خللی نشد. + نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت
|
|
|