
|
فرا رسیدن نوروز را به همه دوستان تبریک عرض میکنم. امیدوارم که سال را به شادی آغاز کنید و با دل خوش به پایان برسانید.
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت
|
امروز در اداره با یک زوج جوان مواجه شدم که هر دو رزیدنت بودند. یکی داخلی و یکی رادیولوژی. خانم دکتر بسیار جوان به کانسر مبتلا بود و شکل قرار گرفتن روسری اش حکایت از عوارض شیمی درمانی داشت. اول به یاد خانم دکتر آیدا بهرامی افتادم که همسرش را به همین ترتیب از دست داد و آنگاه به حال خود و در کل پزشک جماعت تاسف خوردم که گمان میکنند بیماریهای دنیا متعلق به دیگران است... + نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 و ساعت
|
سلام به همه آنها که این وبلاگ را میخوانند از هم کلاسی گرفته تا غیره ٬ آشنا و غریبه ٬ بزرگ و متوسط و بچه دار و خونه دار زنبیلتو بردار و بیار
القصه دوستان ما در ۶۹ بعضیشان اگر قیافه رفیق شفيق دوران تحصيل راببیند نمیشناسند میگفتم : دوستان ما در ۶۹ امروز اصلا وقت ندارند با دیروز خودشان بنشينند خلوت کنند ببینند ای بابا ۲۰ سال گذشت مگر چقدر دیگر مانده ؟ سرجمع سن کلاس را هم بگیری ۳۰ سال! میگفتم : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآای ۶۹ ایها ما نمیدانیم کدامتان این مطالب را میخوانید هرروزی که کنتور این وبلاگ شماره های زیادی را نشان میدهد ٬ هی پیش خودمان فکر میکنیم این داریوش ناقلا میخواهد سر ما را شیره بمالد و برای آنکه نطق ما کور نشود هی میرود داخل وبلاگ و میآید بیرون برای همین کنتور تند تند شماره میاندازد و بعدش اين داريوش ناقلا مرتب پیام میدهد که خطرناکه حسن ! اگر ننویسی همین کور سوی امید که ۶۹ ایها حالا بقيه دل درد و هر دردي براي بعد
+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در دوشنبه هفدهم اسفند 1388 و ساعت
|
یادتون هست وقتی خبرنامه انگلیسی 69 منتشر شد چه الم شنگه ای راه افتاد؟ انجمن اسلامی: ذاکری! بیا این رو برامون بخون ببینیم چی نوشتی! دکتر کاظمینی: فعالیت های فوق برنامه میبایست هدفمند باشه. دکتر رفعتی: تو خبرنامه تون بنویسین که بچه های 69 تو امتحان تقلب میکنن! دخترها: در این خبرنامه به خانمها توهین شده در صورتیکه اونها اگر مجله نمیخونن نمره هاشون که بهتره! ذوالفقاری: این کار باعث از بین رفتن زبان فارسی میشه! ..............
+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 و ساعت
|
نزديك بود سرسام بگيريم ! كلاس بيشتر از مفاهيم محو حركات او شده بود با آن قد بلند و صورتي كشيده مثل دونده هاي ماراتون سرش را پايين گرفته بود و هماهنگ با دستانش كه بالا و پائين ميرفت عرض كلاس را به سرعت راه ميرفت و يك ريز سخن ميگفت ! هر چند يك بار هم تصاوير كج و معوج و نوشته اي را بر تخته سياه رسم ميكرد تازه آمده بود يزد به عنوان ضريب كا هيئت علمي دكتر خوئي - استاد پاتو لوژي اهل مشهد+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در سه شنبه یازدهم اسفند 1388 و ساعت
|
- لطفا ساكت - خواهش ميكنم آرام باشيد - تورا به خدا صبر كنيد تا من بخوانم - سعيد لطفا روي وايت برد علامت بزن - اول اسم كانديداها رابنويس سعيد صدريان- حميد رضا جلاليان – مهدي تقوي .... اين اسامي ازصبح روي وايت برد نوشته بود با كلي تبليغات ... فلاني را من بزرگ كرده ام .... ( مادرش ) ....ما همه به فلاني راي ميدهيم (.....) علامت بزن ...... سعيد صدريان - مهدي تقوي - مهدي تقوي - راي سفيد- مهدي تقوي - سعيد صدريان - مهدي تقوي - مهدي تقوي - مهدي تقوي - صدريان – مهدي تقوي – راي سفيد - مهدي تقوي - مهدي تقوي - جلاليان - مهدي تقوي - مهدي تقوي - مهدي تقوي -راي سفيد - ....... به تعداد دخترهاي كلاس اراء سفيد از صندوق درآمد چرا ؟ اگر کلاس ما هم شورای نگهبان داشت این اتفاقات حتما نمی افتاد یعنی چه که کاندیداد شب قبل از انتخابات برود خوابگاه برای تبلیغ و رای جمع کردن چه معنی میدهد از ابزارهای تبلیغات غیر متعارف روی وایت برد کلاس صحبت کنند اصلا مگر میشود کاندیدا قولی بدهد که در چارچوب وظایف و انتظاراتش نیست ؟؟؟
+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در دوشنبه سوم اسفند 1388 و ساعت
|
|
|