تبليغاتX
فارغ التحصیلان پزشکی ورودی 69 یزد - دعوت به سبك 69

 

سلام داوود سلام داريوش سلام . . .. .

معلوم بود سلامش بوي طمع دارد ! اندكي كه از ايستادنش گذشت

گفت : ميخواهم پنج شنبه شب در خانه امان دعاي كميل بخوانم همه شما و كلاس و بقيه را دعوت كنم

گفتيم: خوب است و ما هم كمكت ميكنيم خنده بر لبانش نشست و تشكري

 گفت:  با اين حساب اسباب پذيرايي را آماده ميكنم ميماند شام كه بايد فكر اساسي كنم ! به نظر شما خوب است از رئيس دانشكده  كمك بخواهيم  ؟

گفتيم:  بد نيست

گفت: رفته ام و صحبت كرده ام نظرش اينست كه مصالح از شما پخت از ما

احمد با چشمان پر از تعجب گفت :  به ما چه تو ميخواهي شام بدهي !

گفت : اما من فكرش را كرده ام قرار شد برنامه سلف را عوض كنند و براي پنج شنبه به جاي دو شنبه مرغ بپزند شما ژتونهايتان را بدهيد مرغهايش را ميدهيم آشپزخانه برايمان يك چلو مرغ اساسي بپزد

مجبور شديم براي پنج شنبه شب دعاي كميل در خانه علي صالحي ژتون بخريم و خيرات كنيم

همه دخترهاي كلاس را هم دعوت كرده بود دعا

+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM