استاد : نصف نمره امتحان شفاهي بخش مال حضور و غياب است
حسين : بيا بريم ببينيم چند جلسه غيبت داريم با حسابي كه استاد بهانه كرده فكر كنم اين بخش را بده كار شويم ....
.... بعد از (morning report) رفتيم دنبال رزيدنت سال يك ، بنده خدا با دفتر حضور و غياب رفت پشت استيشن پرستاري
حسين از داخل يكي از اتاقها رزيدنت سال يك را به بهانه كمك در معاينه صدا زد و او هم با كلي باد در غب غب ! رفت كه به او دانش بياموزد پرستار هم حواسش به كار خود و تهيه دارو هاي (order ) بود ،
( اصلا فكر كنم اصل اين واژه از لرستان باشد كه دوستان لر هم كلاس ما وقتي يك نفرخرده فرمايش ميداد به او ميگفتند يارو دارد اورد ميدهد و .....)
رزيدنت سال يك مسئول حضور و غياب بود و مسئول حفاظت از نصف نمره ، دفتر حضور و غياب هم مثل تفنگ سربازي ، كه ميگويند ناموس سرباز است
...... امروز كاري پيش آمد كه مجبور شدم بروم سروقت جزوه و كتاب و مدارك قديمي ! ته يك كارتن پر از خاك و غبار! دفتر حضور و غياب بخش ... آنجا بود
به خير گذشت كه آن ترم كلي ازاعضاي كلاس به جرم بي مبالاتي رزيدنت سال يك از درس نيافتادند

